نمونه مقالاتی که روزنامه کیهان بدون اجازه شریعتی منتشر کرد:


ادامه مطلب
سید محمد خاتمی : شریعتی یک انقلابی مسلمان است که آرام نشستن را هنگامی که جهان انسانی در اثر حاکمیت بیداد و دروغ وسلطه فرهنگ زور وفقر وسکوت، دچار نا آرامی است بر خود حرام می داند و می کوشد تا دیگران را نیزبه فریاد و حرکت وا داردو راهنمای حرکت وا دارد و راهنمای حرکت او نیز اسلام است ؛اما اسلامی نا آلوده به غرض ها و مرضهای ناشی از " بد دینی و بی دینی "و تلاش میکند که این نکته را به اثبات برساند که : "هر عیبی هست از مسلمانی ماست"
حجت الاسلام سید محمد خاتمی نقل می کنند: متأسفانه در ایران بدخواهان و تنگنظران زیادند. همه رفته بودند و شکایت کرده بودند [به آیتالـله خمینی] که فلانی آثار شریعتی را به زبانهای مختلف دنیا ترجمه کرده و پخش میکند. خوب معلوم است که بنده در ظرف دو ماه نمیتوانم این کار را بکنم، چیزهایی بوده که قبلاً وجود داشته و در دورهی [وزارت ارشاد] من هم ادامه پیدا کرده است. البته بنده معتقدم نشر اندیشههای شریعتی به عنوان یک متفکر اسلامی، در کنار اندیشههای شهید مطهری و در کنار اندیشههایی که هستند، وظیفهی فکری و فرهنگیِ ماست و ابا نمیکنم. بنده در خدمت امام گفتم: "آقا! من اصلاً هنوز برنامهای برای ارشاد نتوانستهام تدوین کنم و در حال شناساییِ آن جا هستم. بله آثار مرحوم شریعتی هم منتشر میشود، ولی این مال دورهی سابق است و من هنوز برنامهریزیِ مشخصی نکردهام. نظر شما این است که نباشد؟!" گفتند: "من نمیگویم نباشد. خوب [به] هر حال دولت یک موضع مستقل و بیطرفی باید داشته باشد. آن قسمت از آثار شریعتی که حرف دربارهاش هست، لزومی ندارد که ما [حکومت] منتشر بکنیم، ولی آثار خوب ایشان که مشکلی هم ندارند و کسی هم رویش حرف نمیزند، منتشر بکنید"؟.
متشکرم
بدرود.
شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت! از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند! از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند.
هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود.اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شود.اگر به فردی عشق ورزد آن فرد می شود. و اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...! «دکتر شریعتی»
راست می گفت آن نویسنده آشنای من که من چشمهایم همیشه نیمه باز است و می خواهم بگویم که هیچ چیز و کس در این دنیا وجود ندارد که دیدنش به باز کردن تمام چشم بیرزد !
اگر......
اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود
اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی
آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی
اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد
اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم
اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند
اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود
اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
و من با دستانی که زخم خورده توست
گیسوان بلند تو را نوازش می کردم
و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و
ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم
آري، پيامبري به نام محمد به رسالت نرسيده و ديني به نام اسلام نيامده !، البته براي كسي كه او و دينش را نمي شناسد.چه فرقي ميان كسي است كه قبل از بعثت پيامبر بوده و كسي كه بعد از او آمده و او را نمي شناسد؟هر دو نسبت به پيامبر جاهلند ولي به طرق مختلف.
حال لحظه اي تفكر كنيد!
در چه دوره و قرني زندگي مي كنيد؟
آيا تا به حال پيامبري براي هدايت شما آمده؟
آيا اين جمله درست نيست كه"كسي كه كتاب نمي خواند حال و روز كسي را دارد كه سواد خواندن ندارد"؟
برگرفته از وبلاگ سخنان دكترعلي شريعتي

