<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دكتر علی شریعتی </title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/</link>
<description>زندگی و کتاب های دکتر علی شریعتی از فاضل کازرونی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 17 Sep 2009 00:12:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سخنان آموزنده از دكتر شريعتي</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی
باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر
نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما
آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;هر کس به چیزی تبدیل می شود که بدان عشق می ورزد.اگر سنگی را دوست داشته
باشد سنگ می شود.اگر هدفی را دوست بدارد ،به آن هدف تبدیل می شود.اگر به
فردی عشق ورزد آن فرد می شود. و اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی
از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس
دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...! «دکتر شریعتی»&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;راست می گفت آن نویسنده آشنای من که من چشمهایم همیشه نیمه
باز است و می خواهم بگویم که هیچ چیز و کس در این دنیا وجود ندارد که
دیدنش به باز کردن تمام چشم بیرزد !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر......&lt;br /&gt; اگر دروغ رنگ داشت هر روزشاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست&lt;/p&gt;&lt;div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;اگر عشق ارتفاع داشت من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمی کردی&lt;br /&gt;آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر می گرفتی&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد&lt;br /&gt;و تمام محتوای سفره سهم همه بود&lt;br /&gt;و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از نا باوری بودم&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;اگر همه سکه داشتند, دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند &lt;br /&gt;و یکنفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید&lt;br /&gt;تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر مرگ نبود زندگی بی ارزشترین کالا بود, زیبایی نبود, خوبی هم شاید&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟&lt;br /&gt;کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟ &lt;br /&gt;چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟&lt;br /&gt;آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;اگر کینه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند&lt;br /&gt;و من با دستانی که زخم خورده توست&lt;br /&gt;گیسوان بلند تو را نوازش می کردم&lt;br /&gt;و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و &lt;br /&gt;ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر می کردیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 00:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیامبری به نام محمد تا به حال مبعوث نشده!!!!!</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>تعجب نکنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آري، پيامبري به نام محمد به رسالت نرسيده و ديني به نام اسلام نيامده !، البته براي كسي كه او و دينش را نمي شناسد.چه فرقي ميان كسي است كه قبل از بعثت پيامبر بوده و كسي كه بعد از او آمده و او را نمي شناسد؟هر دو نسبت به پيامبر جاهلند ولي به طرق مختلف.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حال لحظه اي تفكر كنيد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در چه دوره و قرني زندگي مي كنيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا تا به حال پيامبري براي هدايت شما آمده؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آيا اين جمله درست نيست كه&quot;كسي كه كتاب نمي خواند حال و روز كسي را دارد كه سواد خواندن ندارد&quot;؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برگرفته از وبلاگ &lt;A href=&quot;http://no2.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;سخنان دكترعلي شريعتي&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 01:47:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موندن و رفتن؛سخت ترین تصمیم من</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>سلام
من دو دل بودم که برای همیشه این وبلاگ رو به دست فراموش سپرده و از دنیای بلاگفا و وبلاگ نویسی خداحافظی کنم ولی دلم نیومد این کارو انجام بدم.
واقعا یه جوری من و این وبلاگ و خواننده هاش با یه رشته ی پنهان به هم وصل شدیم و حداقل من نمی تونم ازشون جدا بشم.
پستم کاملا آماده بود برا تایید و حتی دوستان رو خبر کرده بودم که بیان و این پست رو بخونند ولی نتونستم تایید کنم و انتشارش کنم.
واقعا دستم رو موس میلرزید.
به همتون قول میدم تا زمانی که زنده ام این وبلاگ زنده بمونه .شاید یه روزی برسه که فقط از شریعتی ننویسم و سخنان بعضی از بزرگان رو هم به این وبلاگ مقدس راه بدم ولی همیشه موندگار شدم و از شما می خوام با من بمونید.
تشکر از نظر هاتون.
چون واقعا اگه نظرای شما نبود من به جای این پست ،پست خداحافظی گذاشته بودم.
بدرود.</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 15:34:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد دوباره ي اسلام</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;با سلام&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/09.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته ای که در ادامه خواهد آمد با عنوان «تولد دوباره اسلام در نگاهی سریع بر فراز یک قرن» و در مجموعه آثار27 – بازشناسی هویت ایرانی اسلامی- منتشر شده است. این گفتار در ابتدای سال 1356( یعنی حدود دو ماه قبل از شهادت شریعتی) بر روی نواری ضبط شده و پس از پیاده شدن توسط خود وی تا حدی ویرایش شده است. با توجه به احتمال یورش ساواک به منزل شریعتی در ان سالها وی برخی گفته‌های خود را بر نواری ضبط می‌کرد تا بعد پیاده شده و تدوین گردد. متاسفانه قسمت آخر این نوار قبل از انکه کاملا پیاده شود مفقود گردیده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 14:45:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت شهادت دكتر شريعتي</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>سلام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;واقعا نمي دونم چي بگم و از كجا شروع كنم.زبانم از سخن گفتن و انگشتانم از تايپ كردن عاجز است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من نيز همچون ساير هم ميهنانم متاثر و متاسفم از درگذشت(شهادت) اين استاد فرزانه و بزرگوار.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهتر ديدم تو اين پست از وبلاگ در مورد خود وبلاگ صحبت كنم و از شما خواننده هاي عزيز و صاحبان حقيقي اين وبلاگ درخواست نظر سازنده و پيشبرنده ي اهداف كنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يه روز تو دانشگاه نشسته بودم و داشتم با سيستم هاي كافينت ور مي رفتم كه يكي از دوستانم جناب آقاي ميثم وندا اومد و گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-ميثم: فاضل جان تو هم وبلاگ داري؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-من:وبلاگ؟نه!!!چطور مگه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;-ميثم:ميتوني يه نگاهي به وبلاگ من بندازي.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و آدرسش رو به من داد.منم رفتم و نگاه كردم.واقعا جالب بود.يه وبلاگ شخصي و جالب.به هر حال اون نقطه ي آغاز شوق من بود براي وبلاگ نويسي.همون ساعت يه وبلاگ ساختم و آدرسش رو امتحاني هم نام خودم نوشتم و چون به دكتر علاقه ي خاصي داشتم يه پست در مورد دكتر هم توش گذاشتم و از مديريتش خارج شدم.پس از گذشت چند روز به سراغ وبلاگم اومدم و با نظراتي روبه رو شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از جمله ي :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱.دانستن اینکه دکتر شهید شریعتی از چه خواستگاهی با مردم زمانه خود سخن می گفت و آنان را به چه چیز دعوت می کرد خیلی مهم است مهمتر آز آنچه که فکر می کنیم با انتخاب گزینشی از برخی از مطالب ایشان تنها ذره ای از اندیشه های این معلم اندیشه را به تقریر کشیم قطعا حساب روشنفکران متعهدی چون این مرد درد با خیلی لز روشنفکرنمایان جداست و تنها در وجود او و معدودی چون او (جلال آل احمد) می توان مصداق روشنفکر دینی را پیدا کرد. به تمام آثار ایشان باید نگاه کرد و خارج از هرگونه تعصب به نقد و تایید نظراتشان نشست که تنها با آزاد کردن اندیشه از قید وبند تعصب هاست که می توان بطور صحیح به قضاوت نشست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از هم دانشكده اي خوبم آقا اميد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲.با درود فراوان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سپاسگذارم از حضورتان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کار جالبی کردید که از دکتر مطلب می نویسید. حتما&quot; به صورت جدی تر ادامه دهید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما را با نام دکتر شریعتی لینک می کنم. لینک من هم خاندان پهلوی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با نام ديويد و آدرس وبلاگ &lt;A href=&quot;http://pahlavi-family.blogfa.com/&quot;&gt;http://pahlavi-family.blogfa.com/&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳.سلام &lt;BR&gt;هذف شما از این وبلاگ معرفی یک وطن فروش دینی است ... با عنوان ناشناس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴.سلام دوست عزیز&lt;BR&gt;مطالبت را خواندم, و نظرات دوستان را نیز&lt;BR&gt;بعضی مخالف, و بعضی موافق&lt;BR&gt;همین امر مرا به یاد جمله ای از استاد در باب خویش انداخت که :&lt;BR&gt;&quot;هم حوزه و هم دانشگاه با من دشمن هستند و این به من ثابت میکند که در مسیر درست گام برمیدارم&quot;&lt;BR&gt;شما نیز از نظرات افرادی که مصرند تا کوس بی خردی و نادانی بزنند نرنجید که به نظر من هم اینان گواه صدق گفتار استادند.&lt;BR&gt;پاینده باشی و سربلند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با نام حميد كه خيلي وقت با هم بوديم ولي متاسفانه پس از مدتي خبري در آپ آخرش رسيد كه مشكلي براي خونوادش پيش اومده و بعد از اون ديگه هيچي ازش نشنيدم و نديدم.اسم وبلاگشم موج در موج بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال گذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظرات موافق و مخالف زيادي ديدم و شنيدم.و اين باعث مي شد كه من استوارتر به راهم ادامه بدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يه روز صبح وقتي اومدم وبلاگم رو باز كردم يه نفر با نام آخوند نوشته بود :&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot;&gt;چه بد دكتر شريعتي رو به ما شناساندند.با خواندن وبلاگت نظرم در مورد ايشون ۱۸۰ درجه تغيير كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به جرات مي تونم بگم بزرگترين جرقه و اميد در راه من همين نظر بود و باعث شد توانم دو چندان بشه و احساس كنم تونستم دكتر رو حداقل به يك نفر بشناسونم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من اين كار رو ادامه دادم و همينجور هر از چندي آپ مي كردم و مطالبي از نوشته ها و خاطرات و ... دكتر رو مي زاشتم و مخاطبان هم كدوم نظري مي زاشتند.به هر حال و هر نحوي بود تا به اينجا پيش اومديم به كمك هم ديگه و تنها علتي كه من اين وبلاگ رو نوشتم اين بود كه بتونم در مورد دكتر و نوشته هاش و كتاباش يه كاري كرده باشم.يه جوري اين مطالب رو در اختيار ديگران قرار داده باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و حال از همه ي دوستان عزيزم مي خواهم اون كساني كه در خود توانايي وبلاگ نويسي رو دارند و مي تونن در مورد دكتر شريعتي و تفكراتش و نقد و بررسي آثارش و ... مطلبي بنويسند و در آپ كردن اين وبلاگ كمكي كرده و در نوستن اين وبلاگ سهمي بيشتر از خواننده ي آن داشته باشند مي خواهم به آي دي  من fazelkazeron پيام بدن و اعلام آمادگي كنند.منم در اولين فرصت يوزر نيم و پسورد مربوطه رو بهشون مي دم تا بتونن به كارشون برسند و البته قابل ذكر هست كه در اين آپ كردن ها هيچ ارزش مادي وجود نخواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در پايان شعري رو از دكتر شريعتي تقديم مي كنم به تمامي خواننده هاي عزيز وبلاگش:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پس كي؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما پرنده ي موهمي هستيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كه در عدم پرواز مي كنيم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس ما چه هستيم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هيچ!هيچ!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنها و تنها پرواز!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرار بدانجا،فرار!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس مي كنم كه پرندگان مستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ديروز اينجا بودم،امروز اينجاييم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس كي بدنبال او خواهي رفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتظر پيام هاتون هستم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Jun 2009 19:58:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام دوستان عزيزم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ببخشيد اين لينك مشكل داشت ولي هماكنون آماده ي استفاده ي شما دوستان گرامي مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=242 alt=&quot;وبلاگ دكتر شريعتي&quot; hspace=0 src=&quot;http://drshariati.org/files/articles/smallpic/139.jpg&quot; width=282 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته ای که در ادامه خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار13 –هبوط در کویر- و به عنوان فصلی از کتاب کویر منتشر شده است. علی شریعتی در مقدمه این نوشته آورده است:«در اسفند سال 46 دانشجویان تاریخ به عنوان سفر علمی به عراق رفتند و من نیز ابتدا عازم بودم اما در آخرین لحظات ناگهان قسمت نشد. چون نوروز را در سفر بودند و آنجا جشن می گرفتند این نوشته را به در خواست همکارات گرامی بر سر راه نوشتم تا در آن اجتماع بخوانند. و اینک به یاد آن حادثه »&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 08:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهادت</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;نوشته ای که در پی خواهد آمد با همین عنوان در مجموعه آثار 19-حسین وارث آدم - منتشر شده است. این سخنرانی در تاریخ 6/12/1350و در حسینیه ارشاد ارائه شده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Jun 2009 11:11:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>26 غلط احمدی نژاد در 40 دقیقه</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>با عرض سلام خدمت دوستان عزیزم.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همه ی شما ملتمسانه خواهانم با نظرات منفی خود این وبلاگ مقدس را آکنده از خشم و نفرت نفرمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستداران احمدی نژاد با نظرات خود از او دفاع کرده و همراهان میرحسین نیز نظرات همراه با احترام خود را ارائه نمایند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تشکر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;مدیر وبلاگ&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;26غلط احمدی نژاد در 40 دقیقه!!&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محمود احمدی‌نژاد که به نظر می‌رسد به شدت نگران از دست رفتن صندلی ریاست‌جمهوری است، در مناظره چهارشنبه شب خود عملاً نه به مصاف میرحسین موسوی، بلکه به رویارویی با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پرداخت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی در این سخنان عملاً اکثر مسئولین ارشد نظام را به دست‌اندازی به بیت‌المال و رانت‌خواری متهم کرد و با نام بردن از اشخاص فراوانی، مدعی فساد مالی آنان شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگرچه به سادگی می‌توان تناقض اظهارات احمدی‌نژاد را بیان کرد، اما وی می‌تواند با پاسخ به چند پرسش ساده، حداقل اتهام دورویی را از خود رفع کند:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1. این هجمه سنگین علیه هاشمی و دولت وی، در شرایطی که محمود احمدی‌نژاد تا روزهای پایانی دولت هاشمی از مدیران آن دولت بوده است و مکرر به تمجید و از رئیس‌جمهور وقت پرداخته است، چه معنا و مفهومی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. زیرسوال بردن اشخاص و افعالی که با تأیید صریح رهبری انقلاب همراه بوده، مانند سلامت هاشمی، خدمات خاتمی، توافقنامه سعدآباد، آیا زیرسوال بردن رهبری نظام نیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. ارائه آمار نادرست از محیط، نظیر آن‌چه که درباره استقبال چند صدهزار نفری از وی در مشهد گفته شد، با وجود این که آمار مستقبلین از ده‌هزار نفر فراتر نمی‌رفت، آیا نشان‌دهنده توهم ایشان نیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4. چرا با وجود 4 سال قدرت اجرایی کشور و در اختیار داشتن اهرم‌های نظارتی چون وزارت اطلاعات، بازرسی ویژه ریاست‌جمهوری و سازمان حسابرسی، رئیس‌جمهور به تخلفات مورد ادعا رسیدگی نکرده و پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه اعلام نکرده است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5. اظهارات کذب، نظیر ادعای ارسال نامه عذرخواهی بلر نخست‌وزیر انگلیس به ایران در شرایطی که وی به جای عذر‌خواهی علناً ایران را تهدید کرده بود، صرفاً از روی بی‌اطلاعی است یا ایشان تعمداً دروغ می‌گوید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6. ادعای اثبات نشدنی نظیر ادعای پیغام آقای هاشمی به پادشاه عربستان درباره سقوط احمدی‌نژاد طی 6 ماه آینده، در حالی که دکتر ولایتی نماینده اعزامی مقام رهبری به عربستان، حامل پیام آقای هاشمی مبنی بر درخواست استقبال گرم از رئیس‌جمهور ایران در عربستان بوده است، چه معنا و مفهومی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7. متهم کردن اشخاص غایب، نظیر همسر کرباسچی یا صفایی فراهانی، فرزند ناطق‌نوری و... به رانت‌خواری و کسب ثروت‌های میلیاردی در حالی که این افراد غایب بوده و امکان دفاع از خود را ندارند، با کدام ضوابط شرعی سازگار است و اگر ایشان واقعاً به این حقایق رسیده‌اند، چرا زودتر افشا نکرده‌اند و در آخرین روزهای ریاست‌جمهوری که فرصتی برای پاسخ‌گویی افراد نیست، به فکر افشاگری افتاده‌اند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8. فرافکنی در برابر طرح مسایل اقتصادی آقای صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم و ادعای این که ربطی به مسئولیت وی ندارد، در حالی که از قضا فعالیت‌های اقتصادی وی در نیمه دهه هفتاد و در زمان استانداری آقای احمدی‌نژاد در استان اردبیل در این استان صورت گرفته است، به چه معناست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9. ادعای این که آقای احمدی‌نژاد بهترین رابطه را با روحانیت دارد، در حالی که با وجود اصرارهای دو سال دفتر رئیس‌جمهور و بارها مصاحبه سقای بی‌ریا، مشاور روحانیون دکتر احمدی‌نژاد، مراجع و علمای برجسته قم حتی حاضر به پذیرش رئیس‌جمهور و دیدار با وی نبوده‌اند، چگونه قابل جمع است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10. متهم کردن ناطق‌نوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر انقلاب به فساد مالی، آیا زیرسوال بردن سلامت دفتر رهبری نیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;11. اتهام زدن به همسر مهندس موسوی درباره مدرک دکترای ایشان در حالی که آقای احمدی‌نژاد که فوق‌لیسانس و دکترای خود را در دوره ریاست بهبهانی، وزیر فعلی راه در دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و با استفاده از تسهیلات ویژه طی کرده‌اند، چه وجهی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;12. اشاره به هزینه‌های تبلیغاتی مهندس موسوی در حالی که این هزینه‌ها از سوی احزاب و گروه‌های شناسنامه‌دار سیاسی تأمین می‌شود، اما هزینه‌های سنگین‌تر ستاد دکتر احمدی‌نژاد از سوی اشخاص نامعلوم و با پوشش ستادهای مردمی و بعضاً با استفاده از امکانات دولتی تأمین می‌شود،‌ چه مفهومی به همراه دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;13. متهم کردن جمهوری اسلامی در فاجعه جمعه خونین مکه به انتقال وسایل نامعلوم و مقصر بودن در قطع رابطه با عربستان آیا خیانت به خون شهدای این واقعه و زیرسوال بردن مواضع امام(ره) مبنی بر لزوم برائت از مشرکین نیست؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;14. در صورتی که دکتر احمدی‌نژاد تا بدین اندازه مشتاق به مناظره با هاشمی و خاتمی بوده، چرا از فرصت 4 ساله و امکانات نامحدود صداوسیما که در اختیار وی گذاشته شده بود، برای این موضوع استفاده نکرد و حتی در صورت مخالفت صداوسیما، چرا مناظره‌های علنی در مراکز دانشگاهی تشکیل نداده بوده است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;15. چرا دکتر احمدی‌نژاد از پاسخ دادن به محور اصلی پرسش مهندس موسوی در ماه‌های اخیر یعنی سرنوشت 300 میلیارد دلار درآمد نفتی طفره رفته و حتی در این مناظره با وجود اشاره موسوی به گزارش دیوان محاسبات، از توضیح درباره آن خودداری کرد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;16. تکرار دروغ درباره بازیگر بودن مادر ناراضی در فیلم مهندس، موسوی در حالی که اسم و عکس و مشخصات واقعی زن مذکور توسط خود وی اعلام شده و نماینده شهر و کارگردان نیز درباره آن توضیحات شفاف ارائه کرده‌اند، چه معنایی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;17. در شرایطی که دکتر احمدی‌نژاد در کنفرانس مطبوعاتی خود که از شبکه خبر سیما نیز به صورت زنده پخش شد، رسماً اعلام کرد در صورت دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر می‌کند، چرا اظهار این که ابتدا دعوت شد و بعد ما تمایل خود را اعلام کردیم، چه معنایی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;18. اعلام ننگین بودن پروتکل الحاقی در حالی که اکثر کشورهای پیشرفته جهان از جمله کشورهای اروپایی هم‌اکنون عضو این پروتکل هستند، چه معنایی دارد؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;19. چرا با وجود انکار هولوکاست توسط دکتر احمدی‌نژاد در سال نخست ریاست‌جمهوری و پرداخت هزینه‌های سنگین، نماینده دولت ایشان در سازمان ملل به قطعنامه تأیید هولوکاست رأی مثبت داد و در اجلاس دوربان نیز هیأت ایرانی از مخالفت با آن خودداری کردند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;20. آیا ایشان از اظهارنظر آقای مشایی مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل، عقب‌نشینی کرده‌اند یا آن که بر اظهار خود در کنفرانس مطبوعاتی مبنی بر این که حرف مشایی حرف دولت است، پافشاری می‌کنند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;21. در صورتی که ایشان مدعی هستند بیش از روسای‌جمهور گذشته به ایشان توهین و انتقاد شده است،‌ آیا میزان توهین و اتهاماتی که توسط ایشان و سایر مقامات دولتی به منتقدان شده، با سایر دولت‌ها قابل مقایسه است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;22. با توجه به ادعای آقای احمد‌ی‌نژاد مبنی بر انتشار 320هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت و با توجه به این که در کل زمان دولت ایشان از آغاز تاکنون حدود هزار شماره روزنامه منتشر شده و اگر 5 روزنامه در همه شماره‌های خود حاوی6 توهین به دولت هم باشند، تنها 30هزار تیتر توهین‌آمیز علیه دولت قابل تولید است، ایشان این آمار 320هزار را از کجا آورده و آیا این آمار هم از جنس استقبال چند صدهزار نفری در مشهد از ایشان است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;23. با توجه به ادعای دکتر احمدی‌نژاد مبنی بر نبستن هیچ روزنامه‌ای توسط دولت ایشان، روزنامه شرق، مهم‌ترین روزنامه منتقد ایشان چرا دو بار در زمان دولت نهم توقیف گردید و علت تعطیلی روزنامه هم‌میهن و کارگزاران شکایت کدام ارگان دولتی بود؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;24. با توجه به آن که آقای احمدی‌نژاد، مدعی برداشت غیرقانونی 95 میلیارد تومانی دولت مهندس موسوی از خزانه در زمان تعطیلات مجلس شده و این اقدام با حکم حکومتی امام خمینی(ره) صورت گرفته بود، آیا ایشان حکم حکومتی امام خمینی(ره) را غیرقانونی می‌دانند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;25. زیرسوال بردن عملکرد وزارت ارشاد دولت نهم به چه معناست؟ آیا ایشان نمی‌توانسته وزیر ارشاد را موظف به اجرای سیاست‌های دولت کند، در این صورت با وجود برکناری‌های متعدد مقامات دولتی به علت ناهماهنگی، علت عدم برخورد با وزیر ارشاد چه بوده است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;26. در رابطه با مسائل آقای کردان با توجه به این که ایشان با دکترای جعلی و نه دکترای بی‌اعتبار دانشگاه آزاد (از نظر دکتر احمدی‌نژاد) از وزارت کار و وزارت نفت دولت نهم حقوق دریافت کرده‌اند، چرا ایشان با آقای کردان پس از اطلاع از تخلفات، برخورد نکرده و تا امروز جناب کردان در دفتر رئیس‌جمهور فعالیت دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مطالب برگرفته از سایت کلوب می باشد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 04:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبرتي و حكايتي</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سلام&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خوبيد؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوستان عزيزم خوشحالم كه بازم بين شما برگشتم.از اين به بعد هر هفته يك آپ خواهم داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اينو قول نمي دم ولي سعيمو مي كنم چون مي خوام هر هفته روز شنبه كه وقت و ساعت كاري پس از يك روز استراحت شروع ميشه من آپ داشته باشم.فقط شنبه ها.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/01.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 May 2009 01:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شعر چيست</title>
<link>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;
&lt;p&gt;&lt;link href=&quot;editor4/iframe.css&quot; rel=&quot;stylesheet&quot; /&gt;سلام دوستان!!&lt;/p&gt;
&lt;style type=&quot;text/css&quot;&gt;/*&lt;![CDATA[*/body {  direction:rtl; font-family: Tahoma; font-size:9pt;}  html,body { border: 0px; }/*]]&gt;*/&lt;/style&gt;

&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرمنده ي همه ي شما هستم كه نتونستم امسلا آپ داشته باشم ولي براي اين كه يه آبي به روي اين وبلاگ زده باشم مي خوام اين آپو تقديم كنم به همه ي شما دوستان عزيزم مخصوصا اوني كه خودش مي دونه باهاشم تا ديگه فكر نكنه پا قدم بد بوده و ديگه آپ نمي كنيم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين آپ عقيده هاي استاد در مورد شعر و موسيقي رو نشان ميده در ضمن براي اولين بار در كتاب هنر مجموعه آثار شماره ي 32 از انتشاراتي و چاپخانه ي فاروس ايران.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جهت مطالعه به ادامه ي مطلب برويد.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Apr 2009 05:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=fazelkazeron&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>fazelkazeron</dc:creator>
<guid>http://fazelkazeron.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
